من باور دارم ...

من باور دارم ...
که همیشه باید کسانى که صمیمانه دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زیبا و دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین بارى باشد که آن‌ها را مى‌بینم.

من باور دارم ...
که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد آورد.

من باور دارم ...
که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به کمک ما مى‌آیند و ما را نجات مى‌دهند.

من باور دارم ...
که گاهى هنگامى که عصبانى هستم حق دارم که عصبانى باشم امّا این به من این حق را نمى‌دهد که ظالم و بیرحم باشم.

من باور دارم ...
که بلوغ بیشتر به انواع تجربیاتى که داشته‌ایم و آنچه از آن‌ها آموخته‌ایم بستگى دارد تا به این که چند بار جشن تولد گرفته‌ایم.

من باور دارم ...
که صرفنظر از این که چقدر دلمان شکسته باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز نخواهد ایستاد.

من باور دارم ...
که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند.

من باور دارم ...
که کسانى که بیشتر از همه دوستشان دارم خیلى زود از دستم گرفته خواهند شد.

/ 14 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا

کجا آرم گلی خوشبــــو که بنشیند به جای تو به دل شعری نمی جوشد روان ریزم به پای تو زبان آن ندارم تا دروغین نکته پردازم تن ناقابل خود کنم هر دم فــدای تو صدای صوت بلبلان در سحر گاهان به گوش آید نباشد مرهمی دل را به جــــز صوت و صدای تو دهد هر ناصحی پندم برو با دیگری پیوند نپیوندم اگر باشد سر راهم جفـــــای تو به گوشــــم می رسد از هـــــزارانـــــــــم از آن بهتر صفای روح و جان باشد ندای تو اگر مهـــری به تو دارم خلوص نیتی باشد به جان هستم پذیرای تو و مهر و وفای تو

لیلا

سادگی مرا ببخش سادگی مرا ببخش که خويش را تو خوانده ام برای برگشتن تو به انتظار مانده ام سادگی مرا ببخش که دلخوش از تو بوده ام تو را به انگشتر شعر مثل نگين نشانده ام به من نخند و گريه کن چرا که جز نياز تو هر چه نياز بود و هست از در خانه رانده ام اگر به کوتاهی خواب ، خواب مرا سايه شدی به جرم آن داغ عطش بر لب خود نشانده ام گلوی فرياد مرا سکوت دعوت تو بود ولی من اين سکوت را به قصه ها رسانده ام دوباره از صداقتم دامی برای من نساز از ابتدا دست تو را در اين قمار خوانده ام گناه از تو بود و من نيازمند بخششم چرا که من در ابتدا تو را ز خود نرانده ام گناهکار هر که بود کيفر آن مال من است به جرم آن داغ عطش بر لب خود نشانده ام

لیلا

حلالم کن دارم میرم چقدراین لحظه دلگیره گناهی گردن ما نیست همش تقصیر تقدیره نگام کن لحظه ی رفتن چه تلخه این هم آغوشی چه وحشتناکه دل کندن چقدر سخته فراموشی پرازبغضم پرازگریه پرازتلخی وشیرینی حلالم کن دارم میرم منوهرگز نمی بینی حلالم کن اگه دستام به دستای توعادت کرد آخه دنیای عاشق کش به ما دوتا خیانت کرد کلاف آرزوهامو چراهیشکی نمی بافه برای ما دوتا عاشق جدایی دورازانصافه تمام سهم من از تو یه حلقه س که توو دستامه تمام سهم تو ازمن یه عشق بی سرانجامه تو بارونی ترین ابری من از پاییز لبریزم چه معصومانه می باری چه مظلومانه می ریزم

asheghe bi seda

wooooooooooow عالي بود مخصوصا جمله اخرت مرسي

nobody

من باور دارم...[گل]

مریم

زنده باد آن کس که گاهی یادی از ما میکند/ از خجالت ما غریبان را غرق دریا میکند حال ما میپرسد و از مهربانی های خود / این دل رنجور ما را عطر گل ها میکند . .

الی

آپم.بدو بیا.[لبخند]

متهم

منم باور دارم...[لبخند]

مریم.sh

ممنون لینکم کردی....مطلبت حرف نداره.... فقط مطالبم رو بخون و نظر بده...