من

من درست مثل برگی ام
که بالای درخته کناره برکه...عاشق یکی از ماهی های درون آب شده!
خسته از روزهای تکراری برگ بودن
با ترس رسیدن پاییز
با قلبی مملو از ماهی قرمز
چشمانش را میبندد
باد بی هوا می وزد و برگ شجاعانه از درخت می افتد...اما نه درونه آب!!!
درست بینه آب و هوا....بین ماهی و درخت!!
روی آب شناور میماند....و همراه با آن جریان می یابد
حالا.....نه توانه برگشتن به درخت را دارد......نه توانه تکمیل مسیر عشق....
من درست مثل همین برگم....
نه میتوانم دوستت نداشته باشم....نه توانه دوست داشتنت را دارم ...

/ 2 نظر / 32 بازدید
1997moozik

سلام وب زیبایی داری به منم سر بزن خوش هال میشم

tarsa

مرسی که به وب من اومدید