باز...

هست و پی در پی خواهشهایم

و چنین دانه ی انکار از تو

خود جواب من و چالشهایم

ای که احساس مرا می دانی

بگشا چشم خمار آلودت

تا ببینی که چه سوزانم من

از نگاه دل و جان فرسودت

وین همه راز که در شعر من است

همه از باور تو جوشیدست

کاش یکدم به کنارم آیی

ای که عشقت به دلم روییدست …

/ 6 نظر / 23 بازدید
nobody

خیلی شعر قشگی بود...[گل]

SiNA Hp (باران عشق)

یک نفر در همین نزدیکی ها چیزی به وسعت یک زندگی برایت جا گذاشته است ... خیالت راحت باشد آرام چشمهایت را ببند یک نفر برای همه نگرانی هایت بیدار است یک نفر که از همه زیبایی های دنیا تنها تو را باور دارد ...

Rain boy

شعر خیلی زیبای بود. خوشحال میشم بهم سر بزنی[گل]

عاطفه

سلام گلکم! وبلاگ جذابی داری! اگه باتبادل لینک موافقی خبرم کن! بهم سر بزن و نظر بذار خوشحال میشم!