مرا میابی..

نشانی از تو ندارم اما
 
نشانی ام را برای تو می نویسم
 
درعصرهای انتظار
 
به حوالی بی کسی قدم بگذار
 
خیابان غربت را پیدا کن و
 
وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو
 
کلبه ی غریبی ام را پیدا کن
 
کنار بید مجنون خزان زده
 
و کنارمرداب آرزوهای رنگی ام
 
درکلبه را باز کن و
 
به سراغ بغض خیس پنجره برو
 
حریر غمش را کنار بزن
 
... مرا می یابی
/ 5 نظر / 12 بازدید
nobody

سلام... خیلی خیلی قشنگ بود...[گل]

غریبه

سلام خیلی قشنگ بود و چه ماجرای تلخی ....وقتی یاد هم میفتیم که دیر شده[گل]

SiNA Hp (باران عشق)

بگو که مرا از بند انتظار رها می سازی بگو که تو آن ناجی تمام منی آن سوار اسب سفید که وعده آمدنت را با ترانه آشنایت دادی این پیاده سر در گم دشت های سوخته را در ميابي بگو که می سازی قصر زیبای خیالم را بگو که مرا می خوانی به آن ترانه آشنایی ... [گل]