مـــــرا صــــدا کــــــنــ

صدا کن مرا

صدای تو خوب است

صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است

که در انتهای صمیمیت حزن می روید

در ابعاد این عصر خاموش

من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم

بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد

و خاصیت عشق این است

کسی نیست

بیا زندگی را بدزدیم آن وقت

میان دو دیدار قسمت کنیم

بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم

بیا زودتر چیزها را ببینیم

ببین عقربک های فواره در صفحه ساعت حوض

زمان را به گردی بدل می کنند

بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام

بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را

 

/ 22 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
nobody

امشب دیوانگى در من بالا زده! نه سکوت نه موسیقى نه حتى سیگار … هیچ چیز و هیچ چیز این دیوانگى را تسکین نمى دهد جز عطر تنت لعنتى …

nobody

تنها نشسته ام... چای مینوشم و بغض میکنم... هیچکس مرا به یاد نمی آورد... این همه آدم روی کهکشان به این بزرگی و من حتی آرزوی یکی نبودم...

nobody

هرگز چشم به راه کسی که رفته نباش.... اگر هم برگردد راه رفتن را یاد گرفته... "آپم"[چشمک]

nobody

تابستان خود را چگونه گذراندید...؟ به نام خدا،بی او...

nobody

وقتی عاشقش شدم که دیدم هیچوقت دلمو نشکست هیچوقت بهم نه نگفت همیشه در جواب بچه بازیهام خندید و گفت: عاشق همین کاراتم…

nobody

نگاه تو سیب است... و من...، نیوتنی بی خواب از کشف جاذبه...

ابراهیم

سلام خوبی؟ خیلی قشنگ بود مثل همیشه[گل]

butterfly

لحظه ها می گذرند" آنچه نمی آید باز" " قصه ای هست که هرگز نتوان کرد اغاز ..."

nobody

عشق یعنی ساعتِ دیدار که رسید خانه را که هیچ شهر را مرتب کنی

محبوبه

حالمـــ خوب نیست ! گونه هایمـــ میـــــسوزد ... برای گریه کردن راهی تازه یافته ام اشکهایم را این بار روی دلم میــــریزم بایک تیر دو نشان میزنم! هم کسی گریه ام را نمیــــبیند ، هم دلم خنک میـــــشود ....