۩♥☆ღ★ رد پا بی اثر★ღ☆♥ ۩

๑۞دیوار ها هم عاشق میشوند پس مراقب باش یادگاری ننویسی۞๑

آنها از بیکاری خسته و کسل شده بودند.
روزی همه فضایل و تباهی ها دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه.

ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت: بیایید یک بازی بکنیم؛.
مثلا" قایم باشک؛ همه از این پیشنهاد شاد شدند

دیوانگی فورا" فریاد زد من چشم می گذارم من چشم می گذارم.
و از آنجایی که هیچ کس نمی خواست به دنبال دیوانگی برود همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.

ادامه رد پا ...
رد پا شده در ۱۳٩٠/٥/۱ساعت رد پا ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه
می شود تقلب کرد ونه می شود سرکسی
را کلاه گذاشت.
آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش
از جلسه امتحان هم کوچکتر بود.


ادامه رد پا ...
رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۳۱ساعت رد پا ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

من که از خواندن این غزل عارفانه مولانا کلی کیف کردم و سرحال شدم .شما هم بخوانید .چند بار بخوانید تا ضرب آهنگ درونی این غزل و حال مولانا را حس کنید و از عمق وجودتان حس کنید آنچه را مولانا گفته است . . .اوقات خوش ...... . .

مولانا جلال الدین رومی بلخی


.

.

.


ادامه رد پا ...
رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۳۱ساعت رد پا ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

۲۰ بار دیدمت . ۱۹ بار بهت خندیدم . ۱۸ بار به من اخم کردی . ۱۷ بار از دستم خسته شدی . ولی ۱۶ بار دیگه سعی کردم و ۱۵ جمله عاشقانه را ۱۴ بار به ۱۳ زبون و ۱۲ لهجه و ۱۱ روز و ۱۰ بار به کمک ۹ نفر به تو گفتم . اما تو ۸ بار قهر کردی . ۷ بار روتو از من برگردوندی و من ۶ بار برات مردم . ۵ بار قربونت رفتم و ۴ بار نازتو کشیدم . تا ۳ بار ناز کردی و ۲ بار خندیدی و جونمو به لب رسوندی و

 

هنوز ۱ بارهم نگفتی دوستم داری.

رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۳٠ساعت رد پا ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |
                 Love+ Care = Mother
 
Love + Fear = Father
 
Love + Help = Sister
 
Love +Fight = Brother
Love + Life = Wife/ Husband
&
Love +Care +Fear + Help + Fight + Life =Friend
رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۳٠ساعت رد پا ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |
می ترسم از صدا که صدا عاشقت بشود
این سوت کوچه گرد رها عاشقت بشود
 
گفتم به باد بگویم تو را ...نه...ترسیدم
این گرد باد سر به هوا عاشقت بشود
 
پوشیده ای سفید،کجا سبز من؟ نکند
نار و ترنج باغ صفا عاشقت بشود

ادامه رد پا ...
رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۳٠ساعت رد پا ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |
تو را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

برای برفی که اب می شود دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم


ادامه رد پا ...
رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۳٠ساعت رد پا ۸:٤٤ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

امروز امروز است

امروز هر چقدر بخندی و هر چقدر عاشق باشی

از محبت دنیا کم نمیشه پس بخند و عاشق باش

امروز هر چقدر دلها را شاد کنی

کسی به تو خورده نمیگیره پس شادی بخش باش

امروز هرچقدر نفس بکشی

جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمیشه

پس از اعماق وجودت نفس بکش

امروز هر چقدر آرزو کنی چشمه ی آرزوهات خشک نمیشه پس آرزو کن

امروز هر چقدر خدا را صدا کنی خدا خسته نمیشه

پس صدایش کن

او منتظر توست

او منتظر آرزوهایت

خنده هایت

گریه هایت

ستاره شمردن هایت

و عاشق بودن هایت است

امروز امروز است.

رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۳٠ساعت رد پا ۸:٤۱ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |
از کسانی که از من متنفرند سپاس، آنها مرا قوی تر میکنند.


از کسانی که مرا دوست دارند ممنونم، آنان قلب مرا بزرگتر می کنند.


ازکسانی که مرا ترک میکنند متشکرم، آنان به من می آموزند که هیچ چیز تا

ابد ماندنی نیست.


از کسانی که با من میمانند سپاسگزارم، آنان به من معنای دوست واقعی را
 
نشان می دهند.
رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۳٠ساعت رد پا ٧:٥٩ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

سلام به دوستان گلم

امیدوارم همیشه خوب باشید

من یه مدت نیستم میخوام بزنم به بیابوون کوه دشت و صحرا به یه همچین جایی واقعا احتیاج دارم چون خیلی دپرسم نمیخوام اطرافیانم رو دپرس کنمگریهناراحت

حتما نظراتتون رو بزارید در اولین فرصتی که به کامپیوتر دست رسی داشته باشم حتما میام به همتون سر میزنمچشمک

دوستون دارم همیشه خوش باشیدقلب

ازتون یه خواسته هم دارم برام دعا کنید که حالم اصلا خوب نیست

وقتتون رو نمیگیرم سرتون رو درد اوردم

فعلا با اجازه دوستان گل

بای بای تا زمان آمدنم

قلبماچبای بای

رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/٢٠ساعت رد پا ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

من باور دارم ...
که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست ندارند نیست.
و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این که آن‌ها همدیگر را دوست دارند نمى‌باشد.

من باور دارم ...
...که هر چقدر دوستمان خوب و صمیمى باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما خواهد شد و ما باید بدین خاطر او را ببخشیم.

من باور دارم ...
که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد داد حتى در دورترین فاصله‌ها. عشق واقعى نیز همین طور است.

من باور دارم ...
که ما مى‌توانیم در یک لحظه کارى کنیم که براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.


ادامه رد پا ...
رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۱۸ساعت رد پا ٩:٢٩ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |
شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنیا جاریست

 


ادامه رد پا ...
رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۱٧ساعت رد پا ٩:٠۳ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

خدا گفت: لیلی یک ماجراست، ماجرایی آکنده از من.

 

ماجرایی که باید بسازیش.

 

شیطان گفت: تنها یک اتفاق است. بنشین تا بیفتد.

 

آنان که حرف شیطان را باور کردند، نشستند

 

ولیلی هیچ گاه اتفاق نیفتاد.

 

 


ادامه رد پا ...
رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۱٧ساعت رد پا ۸:٤٠ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |
اگر دروغ رنگ داشت، هر روز،شاید، ده ها رنگین کمان در دهان
 
 ما نطفه می‌بست...

و بیرنگی کمیاب ترین چیزها بود.

اگر عشق، ارتفاع داشت، من زمین را در زیر پای خود داشتم و تو هیچگاه
 
عزم صعود نمی کردی، آنگاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به
 
 تمسخر می گرفتی
اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت، عاشقان سکوت
شب را ویران می‌کردند.

اگر براستی خواستن توانستن بود محال نبود،وصال

و عاشقان که همیشه خواهانند، همیشه میتوانستند تنها نباشند.

اگر گناه وزن داشت، هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد و تو از کوله
 
 بار سنگین خویش ناله میکردی و شاید من، کمر شکسته ترین بودم.
 
اگر غرور نبود، چشمهای مان به جای لبها سخن نمی گفتند و ما کلام
 
دوستت دارم را در میان نگاه های گهگاه‌مان جستجو نمی کردیم.

 


ادامه رد پا ...
رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۱٥ساعت رد پا ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

رنگ حرفهای چشمت

از ابتدای مداد آبی

تا انتهای طرحی از یک کویر تشنه

عشقی را جاری می کند

در این محدوده

پنجره ای به لحظه های عاشق باز می شود

لحظه هایی که تاب انتظارات را بیش از این ندارند

هیچ نبضی نمی زند

هیچ بی تابی نیست که به چشم تو ختم نشود

رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۱٤ساعت رد پا ۱:٤۱ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |
تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریان خودت را نشان نده هیچ وقت چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن قلبت راخالی نگاه دار اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد و به او بگو که تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم
رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۱۳ساعت رد پا ٩:۱٠ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

 نیمه ی گمشده ام آخر کیست... این سئوالیست که با خود دارم...نیمه ی گمشده ام یک سیب است.. که زباغ ازلی می اید...نیمه ی گمشده ام یک آهوست... و چه چشمان سیاهی دارد...

نیمه ی گمشده ام یک دریاست... چقدر موج و تلاطم دارد..چه قدر جذر و چقدر مد... چه قدر آبی روشن دارد... نیمه ی گمشده ام یک رود است... از کنار دل من میگذرد... و ترش میسازد!به هوای دل سودا زده اش...

نیمه ی گمشده ام یک سنگ است... همچو من سخت و بسی دلتنگ است... نیمه ی گمشده ام یک بید است... که بمجنون صفتی مشهور است... نیمه ی گمشده ام یک فصل است... که همه فصل خدا را دارد...

نیمه ی گمشده ام یک ساز است... و صدای نی مجنون دارد... و صدای دل پر درد زمان... که برای دل من میخواند... سیرت و صورت زیبا دارد... ولی گه گاه دلش میگیرد...

پس کمی اشک ز خود میبارد... نیمه ی گمشده ام یک دست است... پر زگلهای شقایق شده است... پر ز عطر است و از سنبل...  پر ز خواب گل مریم شده است... نیمه ی گمشده ام مهتاب است...

که شب تار بهم می پوید... نیمه ی گمشده ام یک تنهاست... که دلی پر زشکایت دارد... و کسی را به نفس میخواهد... که با او راز و غم دل گوید........!

رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۱٢ساعت رد پا ٩:٠٠ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

جوانی قصد ازدواج داشت ، پدرش گفت : بدان ازدواج سه مرحله دارد . مرحله ی اول ماه عسل است که در آن تو صحبت می کنی و زنت گوش می دهد . مرحله ی دوم آن است که زنت حرف می زند و تو گوش می کنی . اما مرحله ی سوم که خطرناک ترین مرحله است ، موقعی می باشد که هر دو بلند داد و فریاد می کشید و همسایه ها گوش می کنند !!

رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۱٢ساعت رد پا ٤:۱٠ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

کودک نجوا کرد:

خدایا با من حرف بزن.

مرغ دریایی اواز خواند،کودک نشنید.

پس کودک فریاد زد خدایا با من حرف بزن.

رعد در اسمان پیچید،اما کودک گوش نداد.

کودک نگاهی به اطرافش انداخت و گفت:خدایا بگذار ببینمت.

ستاره ای بدرخشید ولی کودک توجهی نکرد.

کودک فریاد زد:خدایا به من معجزه ای نشان بده.

و یک زندگی متولد شد،اما کودک نفهمید.

کودک با ناامیدی گریست.

خدایا با من در ارتباط باش بگذار بدانم اینجایی.

بنابراین خدا پایین امد و کودک را لمس کرد.

ولی کودک پروانه را کنار زد و رفت.

 

کافیست کمی دقت کنیم

 

رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۱٢ساعت رد پا ٢:۱٥ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

استاد دانشگاه با این سوال شاگردانش را به چالش ذهنی

کشاند ...

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد : بله او خلق کرد

استاد گفت: اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را

نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که

کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از

خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به


ادامه رد پا ...
رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۱٢ساعت رد پا ٢:٠۸ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

گاه دلتنگ می شوم

دلتنگتر از همه دلتنگی ها

گوشه ای می نشینم

و حسرت ها را می شمارم

و باختن ها را،

و صدای شکستن ها را...

نمی دانم من کدام امید را ناامید کرده ام

و کدام خواهش را نشنیدم

و به کدام دلتنگی خندیدم

که این چنین دلتنگم.

دلتنگم، دلتنگ
...!

رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۱٢ساعت رد پا ۱:٢٠ ‎ق.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

امشب در خلوت تنهایی ام آهسته آهسته بی تو گریستم
کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو می رساند
تا بدانی که بی تو چه می کشم
کاش قاصدک به تو می گفت که در غیاب تو
رودی از اشک به راه انداخته ام
و کاش پرنده ی سوخته بال عشق از جانب من
به تو این پیغام را می رساند که
امید و آرزوهایم بی تو آهسته آهسته در حال فرو ریختن است.

رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۱۱ساعت رد پا ٦:٢٧ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

وقتی کسی را دوست دارید

 

 

 

وقتی کسی را دوست دارید، حتی فکر کردن

به او باعث شادی و آرامشتان می شود

 


وقتی کسی را دوست دارید، در کنار او که

هستید، احساس امنیت می کنید.


وقتی کسی را دوست دارید، حتی با شنیدن صدایش،

ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید.


وقتی کسی را دوست دارید، زمانی که در

کنارش راه می روید احساس غرور می کنید.


ادامه رد پا ...
رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/۱٠ساعت رد پا ۸:٤٠ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

مردی دیروقت ، خسته از کار به خانه برگشت . دم در پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود .

سلام بابا ! یک سوال از شما بپرسم ؟
بله حتما . چه سوالی ؟

بابا ! شما برای هرساعت کار چقدر پول می گیرید ؟
مرد با ناراحتی پاسخ داد : این به تو ارتباطی ندارد . چرا چنین سوالی میکنی ؟

فقط میخواهم بدانم.
اگر باید بدانی ، بسیار خوب می گویم : بیست دلار


ادامه رد پا ...
رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/٤ساعت رد پا ٤:۳۱ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |
پرسیدم: بار الهی چه عملی از بندگانت بیش از همه تو را به تعجب وا می‌دارد؟
 
پاسخ آمد: اینکه شما تمام کودکی خود را در آرزوی بزرگ شدن به سر می‌برید
 
و دوران پس از آن در حسرت بازگشت به کودکی می‌گذرانید…
 

ادامه رد پا ...
رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/٤ساعت رد پا ٤:٢۳ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

شاگردی از استادش پرسید: عشق چست ؟

استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد

داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی...

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

استاد پرسید: چه آوردی ؟

با حسرت جواب داد:هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به

امید پیداکردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.

استاد گفت: عشق یعنی همین...!

شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست ؟

استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش

که باز هم نمی توانی به عقب برگردی...

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت .

استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین

درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی

 برگردم .

استاد باز گفت: ازدواج هم یعنی همین...!

و این است فرق عشق و ازدواج ...

 

رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/٢ساعت رد پا ٥:٥٤ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

اگر خوشبختی را برای یک ساعت می خواهید ؛چرت بزید.....

اگر خوشبختی را برای یک روز می خواهید؛به پیک نیک بروید....

اگر خوشبختی را برای یک هفته می خواهید ؛به تعطیلات بروید....

اگر خوشبختی را برای یک ماه می خواهید ؛ ازدواج کنید....

اگر خوشبختی را برای یک سال می خواهید ؛ ثروت به ارث ببرید..

اگر خوشبختی را برای یک عمر می خواهید ؛ یاد بگیرید، کاری را که انجام می دهید ، دوست داشته باشید

رد پا شده در ۱۳٩٠/٤/٢ساعت رد پا ٥:٠۳ ‎ب.ظ جــ ـای پـ ـای Mohsenlovely ♥ رد پا تو ♥ () |

قالب ساز طراح قالب