۩♥☆ღ★ رد پا بی اثر★ღ☆♥ ۩
๑۞دیوار ها هم عاشق میشوند پس مراقب باش یادگاری ننویسی۞๑
با عرض سلام و خسته نباشید ب همه دوستای گلم بابت تاخیرام منو ببخشید خیلی خیلی ممنون و سپاس گذارم از کسایی ک همیشه منت سرم گذاشتن و اومدن بهم سر زدن زنده باشم و ی روزی جبران کنم درد دلام زیاده انقدر زیاده ک خودمم حوصله شنیدنشون رو ندارم چ برسه شما دوستان گلم ک بیام وقت خوشگلتونو بگیرم...خیلیدم واستون تنگ میشه همیشه ب یادتون و فراموش نمیکنم نمیخام زیاد وقتتون رو بگیرم و نمیتونم بابات این آپ خبرتون کنم از یکی از بچه ها میخام ک زحمتش و واسم بکشه ک دوستای گلم رو خبر کنه بیان بخونن این آپ پیله تا پروانه بود...حالا پروانمون بال در اورده ولی ن اونجوری ک خودش میخاست در کل بگم ک راهی خدمت شدم آره همون سربازی این غیبت و نبودنمم بخاطر همین 19 این ماه اعزامم در هر صورت خوبی ک واسه هیچ کسی نداشتم همه از من متنفرن ی جوری مقصر داستانشون میشم ولی بدی زیاد داشتم امیدوارم با دلای پاکتون ببخشید بدی هامو همتون دوست دارم مخصوصا همتون بعضی از دوستای گلم هستن ک خیلی بهم لطف دارن از همشون تشکر میکنم آره خود تو ک داری این آپ میخونی با تو بودم آره خودت بازم میگم هیچ وقت فراموش نکردمت نمیکنم و نخواهم کرد بابت پست قبلی ک فقط تایید کردم و ج ندادم شرمنده ام واسم دعا کنید با اون دلای مهربونتون دلم نمیاد بگم خدافظ واسه ی مدت اوووو ببخشید حواسم نبود مراقب خودتون و خوبیاتون باشید ایشالله غم جلوتون زانو بزنه واستون بهترین آرزو ها و خوبی ها رو میخام و این ک همیشه محکم و قوی باشید در برابر غم و شکست ب شب میسپارم تو را تا نسوزم ب دل میسپارم تو را تا نمیرم خداحافظ ای شع شبهای روشن خداحافظ ای قصه ی عاشقانه خداحافظ ای آبی روشن عشق خداحافظ ای عطر شعر شبانه به سلامتیه هر کی دل داده اما دلش تنهاس.. سلامتیه هرکی عاشقه ولی دلش شکسته ... هر کی از یارش دوره ..... هرکی الان دنبال یه بهانه س که یه اسمس بزنه به طرفش ولی روش نمیشه.... هر کی دلش میخاد بهترین هدیه رو به عشقش بده ولی دستش خالیه .. اونی که عشقش تو زندونه ..... هرکی با مرامه ....... هر کی لوطیه .... هر کی واقعن رفیقه.... ولنتاینتون مبارک ـــزمستانــــــ آمدــــ سلام عزیزای دلم امیدوارم بهترین اتفاقای زندگیتون واستون افتاده باشه تو نبود من بعد از چند ماه اومدم خیلی خیلی لطف دارین ب من از همتون ممنونم ک بهم سر میزدین تو این چند وقت خیلی اتفاقا واسم افتاد ک تلخیش بیشتر از شیرینیش بود سرتون رو درد نیارم با حرفام خیلی دلم واستون تنگ شده بود البته من تمام مطالباتون رو میخوندم ولی نظر نمیذاشتم معذرت خواهی منو بپذیرید(چ بامکلاس شد یهو) از پیلم در اومدم بیرون اما نشد ک پروانه شم پروانه وار اومدم بیرون اما بال واسه پریدن ندارم زمین گیر زمین گیر شدم خیلی دوستون دارم از این به بعد منتظر من باشید در پناه خودش ســـلامــــ دوســــتــان گــلـمــــ خیلی خیلی معذرت میخوام که یه دو هفــــته یا یکم بیشتر نبودم نت اونم به خاطر یه سری مسائل بود.... مرسی از این که تو نبود من همگی بودید و منو تنها نذاشتید از همه همه همه سپاس گذارم که منو تو غمو شادیاتون شریک دونستید و خبرم میکردید من اومدم و تمام مطالبی که بروز کرده بودید رو خوندم و بازم شرمنده ام که نظر نذاشتم واستون از بیشتر مطالبای شما من خیلی درس گرفتم انقدر زیاد که باعث یه تصمیم بزرگ برای من شد تصمیمی که... یه اعتراف میخوام بکنم اونم اینه که هیچ دوستی بهتر از شما من تو این دنیا ندیدم درسته مجازی بودیم برای هم دیگه ولی خوب حرف هم دیگه رو مفهمیدیم شاید درک من کم بود تو غم و شادیاتون اما خوب میفهمیدمتون بیشتریاتون درد دلاتونو واسم میگفتید منم سعی میکردم که پذیرا باشم خوب گوش کنم شایدم بتونم کمکتون کنم. اما اکثریت از راز دلم خبر نداشتید راز دلاتون تو سینه من مثل یه گنجینست مثل که نه خود گنجینست و باقی میمونه دوست دارم انقدر حرف بزنم که دیگه خیالم راحت باشه از تصمیمی که گرفتم. راستی تصمیمم رو بگم بهتون: میخوام مثل کرم ابریشم یه پیله درست کنم و بعد بشم پروانه شاید شعاری باشه حرفم اما میخوام عملیش کنم دوست دارم وقتی از پیلم بیرون میام همه ی شما دوستای عزیزتر از جونمو باز ببینم . ببینم که میایدو اینجوری هوامو دارید دوست دارم وقتی تو پیله هستم شما بیاید و بگید چه کردید و کجا نقل مکان کردید(منظورم آدرس وب جدیده البته اگه جا به جا شدید) و وقتی من هم اومدم میگم داخل پیله چه به من گذشت اینم بگم که داخل پیلم یه امکانات داره اونم آی دی من هست که همیشه بهش سر میزنم دوست داشتید ادد کنید تا بازم بتونم با دوستای خوب و عالی مجازیم در ارتباط باشم این آی دی منه: lovelyboy609 فکر کنم حسابی از این مطلب من خسته شدید و وقت با عرضشتونو گرفتم در هر صورت تک تک شما دوستای گلم رو از ته جونم دوست دارم و برای تک تک تون ارزش زیادی قائلم اینم بگم که با گوشیم میامو کامنت هاتونو میبینم حتما حتما میام بهتون سر میزنم (دوستانی که میان میخوان تبادل لینک کنن من لینکشون میکنم چون خیلی دوست دارم با بیشترین مطالب عالی سر و کار داشته باشم . دوست داشتن من رو هم با اسم وبم بلینکن) اینم بگم که هروقت مطلب جدید گذاشتید خبر کنید چون میام میخونم چون مطالبتون واسم با ارزش از تمام شعراتون هم ممنونم راستی اگه نظر ندادم سر تا پا شرمنده روی گل همتونم و وقتی از پیله در بیامو پروانه شم میخوام اگه خدا بخواد یه تغییر هم به وب بدم پس منتظرم باشید دیگه دارم سرتونو حسابی درد میارما مگه نــــــــــــــــــه دِ برو دیگه دوستتون دارم عزیزای دل با تمام وجود امیدوارم حداقل شما تنهام نذارید به امید روزی که از پیله در بیام یه خواسته دیگه هم دارم اونم اینه که برای این بنده حقیر یه دعا کنید دوســـت دار شــما مـــحــســن سکوت که میکنم میگویی خداحافظ نام : ردپــــــا بـــــــــی اثـــــــر پســـری که هیچ کس و جـــز**************************تــــو************************************* نداره **************** نیمه شب مه آلود کاش وقت دگری او می مرد ، دردا ، دردا سرکلاس دو خط سیاه موازی روی تخته کشید!! خط اولی به دومی گفت ما می توانیم زندگی خوبی داشته باشیم ..!! دومی قلبش تپید و لرزان گفت : بهترین زندگی!!! در همان زمان معلم بلند فریاد زد : " دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند" و بچه ها هم تکرار کردند:دو خط موازی هیچگاه به هم نمی رسند. خط اولی گفت می شنوی اینها چه می گویند؟! می گویند ما به هم نمی رسیم! ولی من می گویم می رسیم به شرطی که… شرط عشق چه بود؟! زندگی یک مشکل است با آن روبرو شو. خواهشمندم افرادی که ناراحتی قلبی و عصبی دارند از دیدن این تصویر اجتناب کنند لطفا به ادامه مطلب بروید و تصویر دلخراش را ببینید بعد نظرتون را در مورد این تصویر بم بگید بیچاره نینی روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی. اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری! دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی ! سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!! پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟ لقمان جواب داد : اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد . اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است . و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست... با ناله ی ستار خودم گریه میکنم مانند گرد و باد پریشان و بی قرار همواره در مدار خودم گریه میکنم هرشب کنارآیینه ها ضجه میزنم از بخت و روزگارخودم گریه می کنم مانند مادری که به داغی نشسته است چون شمع بر مزار خودم گریه می کنم در لابه لای خش خش پاییز ِ بی صدا
جونم براتون بگه ب همه وب هاتون سر زدم ازم دلخور نباشید ک نظر ندادم 








دیروز صبح که از خواب بیدار شدی،
نگاهت میکردم؛ و امیدوار بودم که با من حرف بزنی،
حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی.
اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.
وقتی داشتی این طرف و آن طرف میدویدی تا حاضر شوی فکر می کردم
چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: سلام؛
اما تو خیلی مشغول بودی.
یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی.
بعد دیدمت که از جا پریدی.
خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی؛
اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی ...
تمام روز با صبوری منتظر بودم.
با آنهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی.
متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی،
شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی، سرت را به سوی من خم نکردی.
تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری.
بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی.
نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟!
در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛
در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری ...
باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی؛
و باز هم با من صحبت نکردی.
موقع خواب ...، فکر می کنم خیلی خسته بودی.
بعد از آن که به اعضای خانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی.
اشکالی ندارد ...
احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام.
من صبورم، بیش از آنچه که تو فکرش را می کنی.
حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی.
من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.
منتظر یک سر تکان دادن، دعا، فکر، یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد.
خیلی سخت است که در یک مکالمه یک طرفه داشته باشی.
خوب، من باز هم منتظرت هستم؛ سراسر پر از عشق تو ...
به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی.
اگر نه، عیبی ندارد، می فهمم و هنوز هم دوستت دارم.
روز خوبی داشته باشی ...
دوست همیشگی و دوستدارت





زمستــــانی سردــــ و تاریکـــــ
ـــپرستوهـــا هجرتــــ کردندــــ
سمتــــ کوچـــه های گرمــــ و باریکــــ
ـــامــا مانــده حسرتـــ و آه بـــرای درختانـــــ
چونــــ نمی توانندـــ حرکتــــ کنندـــ
ــبایــد با هـجومــــ سـوز سرمــا بسازندــــ
و فقـطــ امیـــد بـه آینــده استــــ
ــکه آنهــا را استــوار نگه داشتـــه
امید به روزی کــه همه چیز عوضــــ می شودــــ
ـــآن روز از رنگــــ سفیـــد و سیـــاه اثـری نیستـــــــ
از غـــم و غصــه و آهــ خبــری نیستـــــ
ــیکـــــ روز بهــــار می آیدــــ
و آن روز کســی جلوهــ دارد کهـــــ
ـــدر برابــر تاریکــی و سوز استــوار بودهـــ
کسی پیـــروز استــــ که در انتــــظار بودهـــ
ــــآری درختـــــانـــــ جلوهـ گــــاه بهــــــــار هستندـــ
نـــــه پرستوهــــــای مهـــاجرــــــ
...





لطفا دیگر سکوتهایم را تفسیر نکن
اگر می توانستی معنی انها را بفهمی، کارمان به خداحافظی نمیکشید

جنسیت : مــــــرد
سن: تازه متولد شده
درباره من :
یه یادگـــار برای کسی که نه!
برای به یادگار ماندن برای روزهای نیامده ی فردا می نویسم
تا یـــادم نرود آنچه که بودم.
چیزی نیست جز دل نوشت های من.
تمام حرف هایم چیزی شبیه لایه های درونی روحی و شخصیتی من است ٬ از همان لایه های پنهانی که ۱۰۰ سال یکبار میل به بروزشان در جایی غیر از اینجا میکنم!
شاید اگر شخصی که مرا از نزدیک دیده وبه ظاهر می شناسد یکی از نوشته هایم را مقابلم بلند بلند بخواند و سوال پیچم کند من همزمان بلند بلند بخندم و همه چیز را انکار کنم!
و بپرسم این مزخرفات را چه کسی نوشته!
در مـــــــــورد خـــــــــــودم :
ادامه رد پا ...



خیس شد خاطره ها ،
مرحبا بر دل ابری هوا ،
هر کجا هستی باش ،
آسمانت آبی ،
و تمام دلت از غصه دنیا خالی ...


من وکوچه های ولگرد.
من تنهاشب گرد دهکده هستم.
موسیقی وحشی شب بوها باقدمهای مبهم من ترانه ای میخوانند
که رویایی صورتی راپیش چشمهای خمارم نقاشی میکند.
هوای نم گرفته ی اتاق کهنگی نفسهایم راپرازرخوت کرده.
مردم دهکده خواب باغهای معلق میبینندومن هنوزبیدارم.
امشب خیلی زودازکوچه هاخداحافظی کردم.
میخواهم برای دیوارهای خط خطی اتاقم درددل کنم.
فکراین که فرداچه خواهدشدرهایم نمیکند.
پگاه سفیدوخاکی ازراه رسید
شب تمام شدومن بازیک ولگردهستم


ادامه رد پا ...

سخن از مرگ زمان دگری می شد گفت : فردا ، فردا
پله های روز ها را نرم و لغزان می خزیم ،
بار مرگ ناگزیری را به آخر می بریم .
این همه دیروز هایی کر پی هم بوده اند ،
مرگ را همچون سبک مغزان نشانگر بوده اند .
زندگی ، ای شمع کوچک ! شعله ات پاینده نیست ،
تا رسد صبحی ز ره ، نورت به شب زاینده نیست .
زندگی یک سایه ی لغزنده است ،
زندگی بازیگری بازنده ست :
اضطرابش روی صحنه آشکار ،
ساعتی دیگر نماند بر قرار .
زندگی چون قصه ی دیوانه ای ست ،
پر هیاهو ، پوچ و چون افسانه ای ست




زندگی یک معادله است موازنه کن.
زندگی یک معما است آن را حل کن.
زندگی یک تجربه است آن را مرور کن.
زندگی یک مبارزه است قبول کن.
زندگی یک کشتی است با آن دریا نوردی کن.
زندگی یک سوال است آن را جواب بده.
زندگی یک موفقیت است لذت ببر.
زندگی یک بازی است برنده و پیروز شو.
زندگی یک هدیه است آن را دریافت کن.
زندگی دعا است آن را مرتب بخوان.
زندگی درد است آن را تحمل کن.
ادامه رد پا ...



ادامه رد پا ...





ادامه رد پا ...







| قالب ساز طراح قالب |

